آرشیو برای اسفند, ۱۳۸۸

شوخی فراوان آبرو را میبرد

شوخی فراوان آبرو را میبرد

در مورد کسانیکه بی جا شوخی می کنند و به قول بعضی از بزرگواران سنگین میندازن ! از امام صادق (ع) در اصول کافی در کتاب معاشرت داریم  که می فرمایند:شوخی فراوان آبرو را میبرد و خنده فراوان ایمان را به دور میریزد.و همچنین حدیث دیگری که می فرمایند :از شوخی […]

توسط admin در تاريخ ۰۸/اسفند/۱۳۸۸ بدون دیدگاه

ادامه...
حق تقدم در مترو !

حق تقدم در مترو !

 مقدمه (حاشیه نویسی / برگرفته از وبلاگ سامان): چندروزی است موجودات جدیدی را مشاهده می کنیم ! حتما می پرسید چه نوع موجوداتی ؟این موجودات فقط در مترو مشاهده شده و بسیار خطرناک می باشند . سامان به آنها متروخوار می گوید .این موجودات با دیدن درهای باز مترو با […]

توسط admin در تاريخ ۰۷/اسفند/۱۳۸۸ بدون دیدگاه

ادامه...
رفتم و شـــد

رفتم و شـــد

تمام لذت خوندنش به خط تحریریه ! 

توسط admin در تاريخ ۰۷/اسفند/۱۳۸۸ بدون دیدگاه

ادامه...
بعد از نگاه تو باران گرفت

بعد از نگاه تو باران گرفت

نگاهم که کردی دلم پر گرفتدلم غربت زنگ آخر گرفتنگاهم که کردی سکوتم شکستدرون دلم عشق گویی نشستنگاهم که کردی زمان صبر کرددل آسمان را پر از ابر کردو بعد از نگاه تو باران گرفتو عشقی درون تنم جان گرفتنگاهم کن و باز با من بمانتو حرف دل بی کسم […]

توسط admin در تاريخ ۰۶/اسفند/۱۳۸۸ بدون دیدگاه

ادامه...
پراید یا سمند ؟ شایدم روز کارگر

پراید یا سمند ؟ شایدم روز کارگر

سوار شدم ، اما نمی دونم چجوری !فقط می دونم توی ماشین به یک حالت خشک شده بودم (آخه مگه پراید هم واسه مسافر کشیه ؟!) .یه نگاه به بقل دستیم کردم (البته زیر چشمی) تودلم گفتم اوه، چقدر شبیه متین دو حنجره است (طناب دار به گردنم نشونه مرگ […]

توسط admin در تاريخ ۰۵/اسفند/۱۳۸۸ بدون دیدگاه

ادامه...
روزت مبارک مهندس !

روزت مبارک مهندس !

مهندسین گرامی و مهندسین آینده روزتون مبارک !تا لذت پاس کردن ریاضی ۱ با نمره ۱۸٫۵ رو نچشیده باشی ، لذت این روز رو نمی فهمی !۵ اسفند را روز مهندس نام گذاری کردند ، روز بزرگداشت خواجه نصرالدین طوسی , روز مهندسی !همین چند خط کافی بود تا صدر […]

توسط admin در تاريخ ۰۵/اسفند/۱۳۸۸ بدون دیدگاه

ادامه...
۲۰ واحد ؟!

۲۰ واحد ؟!

پاشدیم رفتیم دانشگاه روز اول ترم !یکی میگه ۹ واحد برداشتم ، یکی میگه ۱۴ واحد ، هرکی میشنوه من ۲۰ واحد برداشتم قاط می زنه ……………دکتر حسابی رو دم در دانشگاه می بینم ، مهرداد ، علی ، ….ـــه و …………. همه با هم میریم جلو اتاق گروه کارشناسی […]

توسط admin در تاريخ ۰۴/اسفند/۱۳۸۸ بدون دیدگاه

ادامه...
آرمان یا سامان یا اینترنت ؟ مسئله این است !

آرمان یا سامان یا اینترنت ؟ مسئله این است !

رفتم سروقتش ببینم چی نوشته؟! آخه هی میگه می خوام پست بزارم تو بلاگم ….. بله ، من یه چیزی شبیه زیر دیدم :???????????????????۱٫???????????????۲٫?????????????????????????????????سامان چه متن گوهرباری تایپ نمودی !  سامان هم جواب میده : – خوب من چیکار کنم یادم رفت UTF-8  کنم .آها ! راست میگه ها این […]

توسط admin در تاريخ ۰۳/اسفند/۱۳۸۸ بدون دیدگاه

ادامه...
خوش بحال روزگار

خوش بحال روزگار

در بروی خود نبندبر همه دنیا بخندعمر ادمها کمهفرصت آه و دمهاشک گلها در بهارقطره های شبنمهچشم خود بر هم زنی میرسد از ره بهارخوش بحال روزگارخوش بحال روزگارزندگی با خوب و بد طی میشودصبح فروردین شب دی میشودلحظه ها را مگذران بی اعتبارلحظه گردد ماه و سالی بیشمارچشم خود […]

توسط admin در تاريخ ۰۱/اسفند/۱۳۸۸ بدون دیدگاه

ادامه...
جلیل صفربیگی

جلیل صفربیگی

 افتخار می کنم به داشتن دوستان راه دوری همچون جلیل صفربیگی ! «جلیل صفر بیگی» را همه اهل قلم و اهالی فرهنگ و ادب می شناسند. جلیل جوانی است با قابلیت ها و ویژگی های  متفاوت با تفکراتی قابل توجه و قابل تعمق. جلیل شاعر آئینه هاست. صداقتی مثال زدنی […]

توسط admin در تاريخ ۳۰/بهمن/۱۳۸۸ بدون دیدگاه

ادامه...
حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبگاه در سايت ها و نشريات تنها با ذکر نام و درج لينک مجاز است.
پیاده سازی : جوان میزبان